X
تبلیغات
رایتل
یکشنبه 17 خرداد 1388

خیلی نامردی..خیلی بی معرفتی ....خیلیییی 

اینا همش یادت باشه ... من که همه کار میکردم واست.... چرا.. با من چرا ... مگه گناه من چیه ... 

خدا تو هم خیلی بی معرفتی... خدا تو هم خیلی نامردی... خدا... تو حداقل بگو چرا... بگو خدا..بگوو....چون عاشقشم چون دوسش دارم داری با من این قدر بازی میکنی...خدا ازت گله دارم خدا....می دونی یکی که عاشق یکیه حاضره جونشو بده اما.....شایدم میخای من همین کارو کنم...شایدم واسه این که عشقمو نشون بدم باید از عشقم بگذرم... بنده بدی بودم واست خدا... گناه من عاشقیمه ... خودمم میدونم دارم تاوانشم میدم..از ذره ذره وجودم.... 

حالا خدا میخاد منو اذیت کنه اما تو چرا... تو دیگه چرا اینقد منو ازار میدی ... همش همین بود..اون همه میگفتی من قولم قوله.. من مثه تو ادم کم جنبه ای نیستم همش همین بود 

 

زندگی یه بازیه کی از عمرش رازیه 

ابر گریون دلم چشمه خون دلم 

نمی تونم دلمو رازی کنم  

این دل دیوونه رو رازی به این بازی کنم 

یه بهونه برای بودن و موندن ندارم  

تو گلوم خرده غمه هوای خوندن ندارم  

 

اره من بد کردم.... من بدم....خدا همین جا ازت میخام منو بکش راحتم کن.....خواهش میکنم 

 

خدا ...خدا...خدا یادت باشه ها ... اخه مگه عاشقی دست ادم.... دل ادمه که عاشق میشه ..عقل ادم از کار میافته...خودت که میدونی اولش نمی خاستم اما داشتم دیوونه میشدم... عشق مقدسه.. عشقه واقعی و باید پرستید... خدا عشقم مگه واقعی نبود... مگه از دوریش عذاب نمی کشم ... مگه از ناراحتیش اشک نمی ریزم...مگه بدشو میخام ...  

بازم داریوشم که با این همه بازم داره واسم میخونه یاور همیشه مومنشم مخونه...وقتی دلم خیلی میگیره اینو میذارم