سه‌شنبه 23 آبان 1385
۵۳

سلام

خخخخخووووووببببییدددد

از امروز تا دوشنبه هفته بعد امتحان مستمر دارم ... بخاطر همینم تا یه هفته نمیام اینجا .. امروز اولیش بود ... دینوزندگی ... یارو معلم شاسکول برگمو گرفت گفت داری تقلب میکنی ... اون موقعی که تقلب میکردم نگرفتااااا.... بعد که نکردم گرفت .... اما علامتی نزد ... منم همرو نوشته بودم

اقا برم تا بعد

بعدا

پنج‌شنبه 18 آبان 1385
۵۲

سلام

امروز تو مدرسه با یکی دعوام شد ... اما الان پشیمونم ..البت تقصیر اون بود که بعد من قاطی کردم ... تا اینجای کارش هیچیش بد نیست اما اون اخر که داشتیم میومدیم برگشتو از من خداحافظی کرد ... یه جوارایی پشیمون شدم ... منم جوابشو دادمو اون رفتو منم اومدم .. اخه هر روز همو میبینیمو تو کلاس همیم ... چشممون تو چشم هم میوفته بعد به جز شرمندگی هیچی نداره

یه جورایی گرفتم

از وسطای هفته بعدم امتحانامون شروع میشه یه هفتس اما امتحاناااااااااا

 

برم

فعلا

دوشنبه 15 آبان 1385
۵۱

سلام

اقا داشتید پرسپولیسو .... من که کلی حال کردم ... به استق لالی ها هم تسلیت میگم... ایشالا بازی برگشت بیشتر بخورید

جمعه رفتم عقد داداش مجتبی ... بخور بخور بودا فقط من نخوردم تو رفیقام ... چون بابام نشسته بود درس روبروی من ... اونجا یه جوری بود که سر هر میزی که طرف میخاست براش میزاشتن برا میز ماهم دو تا پارچ گذاش اما دیدم باباهه داره چپ چپ نیگا میکنه منم گفتم من که نمیخام شب بیرون بخابم پس ولش نخورم ... اینطوری شد که نخوردم .... اخرشم رفیقم یه سکه برنده شد

دیروز پیش مجتبی بودم خیلی حالش خراب بود ... سر کار و درسو دوست دخترش.... بهش یه جورایی شک کرده ... میگم خنگی مگه . .. میگه نه من میخام باهاش ازد.اج کنم ... منم یه خورده دلداریش دادم ... یه تریک رفتم شدم براش بابابزرگ

بازم بابام  رفته ماموریت .. دو هفته ... بازم به قول علی اقا  زور گویی شد ... یه جواریی مرد خونه منم

درس و مشقم که اجازه نمیده ما اینجارو تند به تند باپیم

فعلا

پنج‌شنبه 11 آبان 1385
۵۰

سلام دوستان

فردا پرسپولیس با استقلال بازی داره ... منکه نمی تونم ببینم البته فقط نیمه اولو چون داداش مچتبی فردا عقدشه منم دعوتم ... مجتبی خیلی گفته بیا نمیشه نرم .... لباس مباسم گرفتم فقط یه کتونی مونده که اونم امروز .....ایشالا...

اما پرسپولیس میزنه حالا ببینید ... ۲ - ۰ به نفع پرسپولیس

فعلا تا فردا

سه‌شنبه 9 آبان 1385
۴۹

سلام

خوبین

منم خوبم

اومدم اینجا یه چی بنویسم و برم ... اونم اینه که دم اونایی گم که میانو نظر میدن و اونایی که میانو نظر نمیدن .. کمپلت هرکی که میاد اینجا

الان اینجا نشتستن نمیشه تا بعد

بای

پنج‌شنبه 4 آبان 1385
۴۸

سلام

امروز چه روز بدیه.... حالم گرفتس ... داشتم عکسای پارسال تو مدرسه رو نگاه میکردم ... کلیپشم درست کردم اونم داشتم میدیدم... کلی رفتم تو اون حال و هوا ... دلم یه جورایی براشون تنگ شده ... دوشنبه ای داشتم از مدرسه برمیگشتم که یکیشونو تو اتوبوس دیدم... با اینکه زمان مدرسه ازش بدم میومد اما وقتی دیدمش خوشحال شدم ... من میخام رفیقامو ببینم .. اما درحال حاضر هیچکدوم تو دسترس نیستند

یه اهنگ ارش گرفتم .. از این قدیمیا ... اونی که میخونه ...  منو تنها نذار ... رو قلبم پا نذار... خیلی باحاله

امشب مهمون داریم از شمال اومدن ...دایی همسایه پایینیمونن قراره بیان خونمون.

برم که کلی کار دارم شنبه هم امتحان ریاضی هیچی نخوندم

فعلا

   1      2      >>